پيام
+
چيزي که باعث شد امروز دست به قلم ببرم ... افکار آشفته اي بود که امروز همرام بود ... افکار آشفته اي از اين دست قبيل که کي ميخوام آدم بشم ... علاوه بر خروار خروار حق اللهي که بر گردن دارم ... بايد هر روز شاهد حق الناس هايي باشم که رو گردنم سنگيني ميکنن ... آخه بچه خوب مگه خودت نميدوني نبايد قضاوت کني ... اصلا نعوذ بالله تو مگه خدايي ؟ ... به تو چه که فلان کس فلان کار رو کرده ؟
كوثرانه
89/8/15
دكتر نگو بلا بگو
يه آقا پسري بود 25 ساله ... رابطش با خانمش به هم ريخته بود ... اونم رفته بود تو فاز دپرسي طفلک ... 3 سالي بود که با هم ازدواج کرده بودن ...